شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي
175
نفثة المصدور ( فارسى )
با تفاوت « عنبا » به « العنبا » در « مجمع الأمثال » ج 2 ص 244 نيز آمده است . اين مصراع در كتب ادب فارسى نيز جاىبجاى به چشم مىخورد . از آن جمله است در : « كليله و دمنه » ص 125 و « سندبادنامه » ص 34 و « تاريخ وصّاف » ص 120 و « ترجمهء تاريخ يمينى » ورق 52 ص ب . و محتمل است مضمون آن مقتبس از فقرهء هفدهم از باب هفتم انجيل متّى باشد : « آيا انگور را از خار و انجير را از خس مىچينند ؟ ! همچنين هر درخت نيكو ميوهء نيكو مىآورد و درخت بد ميوهء بد مىآورد . » قس : هرچه كارى برش همان دروى * وانچه گويى جواب آن شنوى « سندباد نامه » ص 34 . مرحوم دهخدا در « امثال و حكم » ج 1 ص 193 به امثلهاى چند مناسب با اين مضمون اشارت كردهاند . ( 125 ) - ص 29 س 2 و 3 يجزون من ظلم . . . الخ ( آنان از آن زمره مرد مانند كه ) ستمكارى ستمكاران را به بخشش و عفو ، و بدكردارى و گناهكارى بدكرداران و گناهكاران را به نيكى و احسان پاداش مىدهند ! اين بيت بتصريح أبو تمّام از قريط بن أنيف ، يكى از شاعران بلعنبر ( بنى العنبر ) است . « شرح ديوان الحماسة » ج 1 ص 18 ، لكن ابن قتيبة در « عيون الأخبار » كتاب الحرب ج 1 ص 188 به مردى از بنى العنبر نسبت مىدهد . ابن حجّة در « خزانة الأدب و غاية الأرب » ص 117 در عنوان « ذكر الهجو فى معرض المدح » چنين افاده كرده است : « . . . هذا النّوع من مستخرجات ابن أبى الإصبع و هو أن يقصد المتكلّم هجاء إنسان فيأتى بألفاظ موجّهة ظاهرها المدح و باطنها القدح فيوهم انّه يمدحه و هو يهجوه ، كقول الحماسىّ : يجزون من ظلم . . . الخ فظاهر